بستن تبلیغات

✿♥✿آنچه تازه مادران بايد بدانند✿♥✿
✿♥✿آنچه تازه مادران بايد بدانند✿♥✿
دانستنی های مادرانه
تاريخ : سه شنبه 20 / 12 / 1392 | نویسنده : مامانی
بازدید : 183 مرتبه

 

مجله مطب: هر کسی خاطره ای از اسباب بازی محبوبش دارد. ممکن است این خاطره ساختن ستون با لگو باشد یا درست کردن قطار، یک عروسک یا یک سرویس وسایل چای خوری، هر چند بازی با یک وسیله به این معنا نیست که بچه ها ساختمان ساز، راننده قطار، خانه دار یا صاحب کافه شده باشند.

اما آیا واقعا اسباب بازی هایی که کودکان با آن بازی می کنند در انتخاب کارشان تاثیر می گذارند؟ برخی کارشناسان عقیده دارند که اسباب بازی ها این تاثیرگذاری را دارند. آنها می گویند: «انواع اسباب بازی های مختلف پیام های متفاوتی در مورد اینکه انجام چه کارهایی برای دختران و پسران مناسب است به آنها می دهد و اسباب بازی های محتوای آموزشی متفاوتی دارند. هر دوی این مشخصه ها مهم هستند و بر تحصیل و انتخاب شغل کودکان در آینده تاثیر خواهند داشت.»چ

خانم فرانسیس در یک تحقیق به پسران اسباب بازی هایی داد با ترکیبی از فعالیت، ساخت و ساز و ماشین آلات و به دختران عروسک و ابزارهایی داد که آنها را تشویق به آرایشگری می کرد. پیامی که به نظر می رسید پسران از تقسیم این اسباب بازی ها گرفتند این بود که آنها باید چیزهایی بسازند و مشکلات را حل کنند و پیامی که دختران گرفتند این بود که باید مراقب بقیه باشند و مسئولیت تغذیه و پرورش را به عهده بگیرند. او توضیح داد: «اسباب بازی پسرها بیشتر آموزنده است و دارای اجزایی است که اطلاع و آموزش بیشتری به پسرها می دهد، با دستورات تکنیکی و اجزایی که باید در هم جا بیفتند. در حالی که اسباب بازی های دختران بیشتر خلاقیت و قوه تخیل آنها را پرورش می دهد.»


تحقیقات نشان می دهد که بیش از 60 درصد بزرگسالانی که در مشاغلی از جمله طراحی و معماری فعالیت می کنند خانه سازی با لگوها از بازی های مورد علاقه شان بوده است. بیش از 66 درصد کسانی که در مشاغل مرتبط با ریاضیات مثل بانکداری یا حسابداری کار می کنند پازل اسباب بازی مورد علاقه دوران کودکی شان بوده است.

خانم مک آلیستر مشاور خانواده و روانشناس می گوید چیزهای خیلی بیشتری از اسباب بازی ها در آینده و تعیین شغل کودکان تاثیر می گذارند.این تا حدی سطحی نگری است که بگوییم به دختران ماشین و کامیون بدهیم تا با آن بازی کنندو آنها قرار است مهندس شوند. واقعا شواهد واقعی برای اثبات چنین چیزی وجود ندارد و انتخاب شغل تا زمانی که برای یک فرد اتفاق می افتد از تجربه کودکی او فاصله زیادی دارد. محققان عقیده دارند باید کودکان را تشویق کرد که کشف کنند، بپرسند، درگیر شوند و با هم کار کنند و همه اینها تاثیر بیشتری بر آینده شان خواهد گذاشت. دکتر آماندا گامر روانشناس کودک می گوید باید مطمئن شد که کودکان به یک برنامه بازی خوب و سالم دسترسی داشته باشند.

«نقش بازی برای کودکان این است که تا جایی که می توانیم یک دامنه وسیع از تجربه ها را در اختیار کودکانمان بگذاریم. مشکل این است که پدر و مادرها معمولا آسانترین گزینه ها را انتخاب می کنند ولی آنها باید در اسباب بازی به دنبال چیزهایی باشند که توانایی و خلاقیت کودک را افزایش می دهد. باید در انتخاب اسباب بازی ها سعی شود آن کلیشه های رایج هم شکسته شوند. مثلا خیلی از پدر و مادرها به پسرانشان اجازه نمی دهند که عروسک داشته باشند. مغازه ها هم لازم نیست همه صورتی ها و آبی ها را برای همیشه کنار بگذارند ولی باید یک سیاست میانه انتخاب کنند.»

خانم گامر می گوید هیچ کودکی با بازی با لگوهاس اختمان سازی زاد نمی گیرد ولی ممکن است یاد بگیرد چطور آنها را روی هم قرار بدهد تا ستون ها و بدنه محکمی بسازد. بیشتر بحث اعتماد به نفس و آشنایی است تا مهارت اندوزی.

اسباب بازی فرزندت را جدی بگیر

به طور کلی انتخاب نوع اسباب بازی اهمیت زیادی دارد اما پویا بودن محیط زنتگی کودک، تنوع و ایمنی در زندگی او اهمیت بیشتری دارد به این شکل که هر چه تنوع رنگی اشیا اطراف کودک و تنوع اصوات بیشتر باشد حواس بیشتری از کودک تحریک می شود.

رنگ ها، بینایی و اصوات، قدرت شنوایی کودک را تحریک می کنند و هرچه دریافت کودک از محیط بیشتر باشد و استمرار داشته باتشد بر رشد شناختی و هوشی او تاثیر بیشتری خواهد گذاشت. درست است که بخش اصلی رشد هوش و توانایی کودکان ژنتیکی است اما محیط نیز می تواند باعث تقویت استعدادهای ژنتیکی کودک شود، بنابراین لازم است اسباب بازی از نوعی باشد که آسیبی به کودک نزند. هر چه سن کودک کمتر است اسباب بازی باید نرم تر و هر چه سن او بیشتر می شود اسباب بازی می تواند جنس سخت تری داشته باشد.

از نظر جنسیت نیز معمولا کودکان به صورت ژنتیکی به اسباب بازی متناسب با جنس خود گرایش دارند اما اگر کودکی گرایش به بازی های مخصوص جنس مخالف داشت، این مسئله نباید از سوی والدین تقویت شود. به عنوان مثال اگر دختری به اسباب بازی های پسرانه گرایش داشت تقویت این عمل او از سوی والدین در شکل گیری هویت او در بزرگسالی تاثیر می گذارد اما چنانچه والدین این عمل فرزند خود را تقویت نکنند قدرت بازسازی مغز کودک به حالت مطلوب خود بازخواهد گشت.

از آنجا که بازی یکی از ابزارهای رشد مهارت های حسی، حرکتی، هیجانی، شناختی و اجتماعی کودکان و انسان هاست در نتیجه تنوع در آن باعث پیشرفت کودک در این مهارت ها می شود و در این خصوص آنچه که مهم است بازی کودکان با یکدیگر است تا بازی با اشیاء.



موضوع : روانشناسی کودک
تاريخ : سه شنبه 20 / 12 / 1392 | نویسنده : مامانی
بازدید : 66 مرتبه
روزنامه همشهری: زمانی که متوجه دروغ کودک یا نوجوان پسر یا دخترتان می‌شوید، متأسف یا خشمگین شده و از خودتان می‌پرسید چرا درباره این مسئله به من دروغ گفت؟ نخستین و مستقیم‌ترین نتیجه دروغ بی‌اعتمادی است و اینکه از این به بعد چقدر می‌توانید به فرزندتان اعتماد کنید.

این نوشتار به شما توضیح می‌دهد که چرا فرزند شما دروغ می‌گوید و به شما درباره اینکه چه و چگونه عکس‌العملی درباره او داشته باشید کمک می‌کند. پرسش مهم درباره دروغگویی این است که چرا بزرگ‌ترها از دروغگویی فرزندانشان نگران یا خشمگین می‌شوند و گاه از کوره در می‌روند؟

پدران و مادران بیش از اینکه نگران جنبه‌های انسانی، اخلاقی و ارزشی باشند، ترس از دردسرها و آسیب‌هایی دارند که احتمال می‌دهند در اثر دروغگویی و پنهان کاری برسر فرزندشان بیاید؛ چرا که با بزرگ‌شدن کودکان و ورود آنها به محیط‌های خارج از خانه، آنها قادر نیستند آنطور که باید و شاید از فرزندشان حمایت و مراقبت کنند. در اینجاست که پدران و مادران احساس خطر می‌کنند، زیرا نمی‌توانند بر فرزندشان نظارت داشته باشند و آنها را به روش خودشان مدیریت و کنترل کنند. این درحالی است که بخشی از راستگویی و دروغگویی به تفاوت شرایط دنیای خارج از خانه و عقاید و نگرش‌های درون خانه مربوط می‌شود؛ مثلا پدران و به‌ویژه مادران کنجکاوند بدانند که چه اتفاقی برای فرزندشان در محیط مدرسه یا جشن دوستان افتاده است و می‌خواهند فرزندشان همه آنها را صادقانه و بی‌کم‌وکاست بگوید اما کودک به دلایلی از گفتن همه یا بخشی از اتفاقات طفره می‌رود و به پنهان‌کاری و دروغ رومی‌آورد؛ بنابراین راستگویی و دروغگویی تحت‌تأثیر فشار یا تفاوت نگرش بزرگ‌ترها و کوچک‌ترها درباره خوب‌بودن و بد‌بودن وقایع نیز رخ می‌دهد.


درصورتی که عاقلانه عمل کنید و با اعتماد بیشتری با فرزندتان مواجه شوید به‌طور طبیعی میزان دروغگویی آنها را کاهش می‌دهید و راه را برای عادت به دروغ گفتن می‌بندید. البته والدین حق دارند از تصمیمات و کارهای فرزندشان آگاه باشند اما این نباید به‌معنای دخالت‌های بی‌اندازه و گرفتن مسئولیت‌ها از فرزندان باشد. وقتی پدر و مادر اطلاعات دقیق و درستی از وضعیت فرزندشان ندارند، احساس می‌کنند که وی انگار در پشت سر و دور از چشم آنها، کارهایی که نباید انجام می‌دهد؛ بنابراین ترس و اضطراب آنها را دربر می‌گیرد که نکند فرزندشان در حال کار اشتباهی باشد. حال در چنین شرایطی کافی است یک عمل اشتباه از سوی کودک رخ بدهد و سعی در کتمان آن داشته باشد. در این صورت تصورات والدین به یقین می‌پیوندد که« بله، دیدی بچه‌ام ناخلف درآمد» و چه و چه!

کمک به فرزندان در مسئولیت‌‌پذیری و پذیرش نتایج خطا‌هایشان

آیا به این فکر کرده‌اید که به‌جای سرزنش و ملامت، شاید بهتر باشد به فرزندانمان بیاموزیم که در مقابل دروغ‌هایشان کمی مسئولیت‌پذیر باشند و نتیجه عمل و کار خود را به گردن بگیرند؟ متأسفانه بیشتر والدین دروغ گفتن را یک مسئله کاملا غیراخلاقی تلقی می‌کنند. آنها طوری به فرزندانشان نگاه می‌کنند که انگار تیشه به ریشه تمام اختیارات و توانایی‌های آنها زده‌اند یا با دروغگویی باعث خرابی و نابودی همه‌‌چیز شده‌اند.

حرکات و رفتار والدین به پل لغزنده‌ای می‌ماند که از یک جمله «تو دروغ می‌گی» آغاز می‌شود و با یک جمله «تو آدم بدی هستی» پایان می‌یابد. همچنین نباید فراموش کرد که تصور و درک فرزند از خودش به‌تدریج سیر صعودی پیدا می‌کند. اگر فرزندتان فکر می‌کند که شما یقین دارید او آدم بدی است، پس، بیش از پیش واقعیت را پنهان می‌کند، زیرا او دوست ندارد که آدم بدی جلوه کند. مجددا تأکید می‌شود و نباید این مسئله را فراموش کنیم که بعضی اوقات فرزندان دروغ می‌گویند آن هم به‌خاطر اینکه نمی‌خواهند پدر و مادرشان را ناامید کنند. باید متوجه باشیم وقتی کودکی به پدر و مادرش دروغ می‌گوید حتما چیزی در افکارش می‌گذرد. واقعیت این است که بچه‌ها می‌دانند که دروغ گفتن بد است اما آن را زیان‌آور نمی‌پندارند و درک کافی از نتایج آن ندارند.

آنها دروغ گفتن را ابزاری می‌دانند که صرفا از طریق آن می‌خواهند ضعف‌هایشان را بپوشانند، خود را برای پدر و مادرشان عزیز کنند یا اینکه از درد‌سری که از آن می‌ترسند برهانند. البته این رفتارهای کودکان، به‌معنای دردسری نیست که والدین تصور می‌کنند. کودک در چنین مواقعی سعی می‌کند خود را قانع کند. مثلا می‌گوید «می‌دونم که کار بدی کردم، عصرانه نباید شکلات می‌خوردم، من اجازه نداشتم. خب اما چی می‌شه مگه؟ می‌دونم که کار بدی بود که میوه‌ام را با شکلات عوض کردم ولی خب به کسی آسیبی نرسوندم. می‌دونم که نباید نمره درسم رو پنهان می‌کردم ولی خب هفته بعد جبران می‌کنم».

وقتی که کودک درو غ را زیانبار نمی‌بیند، 2‌سیستم با ارزش‌های متفاوت در مقابل او قرار می‌گیرد:

1- نظام ارزشی و بهایی که خانواده به یک ارزش اخلاقی یا اجتماعی می‌دهد.نظام خانواده به او گوشزد کرده که چه چیزی ممنوع و چه چیزی مجاز است.

2- نظام ارزشی که خود کودک به آن بها می‌دهد وباور دارد اگر این کار من باعث آزار و اذیت کسی نمی‌شود پس مهم نیست.

بنابراین، کودک اعمالش را اینگونه توجیه می‌کند و به‌خاطر همین ذهنیت که به دیگران آسیب نمی‌رساند، سعی می‌کند اعمال و رفتارش را توجیه و تأیید‌کند؛ نتیجه اینکه کودک برای خود یک موقعیت نادرست ایجاد می‌کند که در چارچوب آن می‌تواند به‌ویژه در سنین نوجوانی، قدرت مانور خود را در توجیه رفتارهای غلط افزایش دهد. نوجوان وقتی وارد اجتماع می‌شود در معرض تجربه‌های جدیدی همانند سیگار‌کشیدن قرار می‌گیرد و چون از قبل پنهان‌کاری را یاد گرفته و نیز یک چارچوب ذهنی برای خود درست کرده که حرف آخر آن این است که «من با این کارم به کسی آسیب نمی‌رسانم» اعمال غلط خود را توجیه می‌کند. آنها برای تأیید کارهایشان از شواهد عینی و دوستان و بزرگ‌ترهای اطراف نیز کمک می‌گیرند. آنها می‌گویند «دوستانم سیگار می‌کشند و هیچ‌کدام مریض هم نشده‌اند». به این ترتیب، نوجوانان می‌دانند که دروغ گفتن اشتباه است اما احتمالا دروغ را زیان‌آور نمی‌بینند یا اینکه به روش‌هایی خود را قانع می‌کنند.

بهترین روش‌های مبارزه با دروغگویی

چگونه باید به کودکانمان بیاموزیم که دروغ نگویند و چه باید کرد که آنها مانند ما احساس نگرانی کنند؟

اول اینکه باید دقت کنیم که به دروغ‌های کودک و نوجوان بال و پر بیخودی ندهیم و موضوع را بزرگ نکنیم. اگر کودکی دارید که علیه شما خشمگین شده است یا می‌داند که می‌تواند با دروغ گفتن به خواسته خودش برسد، هوشیارانه باید مواظب باشید در تله او گرفتار نشوید. آنها می‌خواهند با کلک و دروغ و زیرکی موارد مورد نظرشان را به شما اعمال کنند و تأیید شما را هم بگیرند. باید بعضی از جزئیات را ناگفته بگذارید که علیه خودتان تمام نشود.

دوم اینکه باید از نفوذ و قدرتی که جامعه و گروه‌های دوستی روی کودکانتان دارند آگاه باشید. آنها زجرها و سختی‌های زیادی را متحمل می‌شوند تا اینکه در گروهی پذیرفته شده و مورد قبول دوستانشان واقع شوند. یادمان باشد آنها از دروغ گفتنشان ناراحتند و عذاب وجدان دارند اما بار دیگر تکرار می‌شودآنها تصور می‌کنند که دروغ گفتن زیان‌آور نیست پدر و مادرم هرگز متوجه نخواهند شد مشکلی به بار نمی‌آورد پدرها و مادر‌ها باید بپذیرند که به این علت فرزندان‌شان به آنها دروغ می‌گویند که ایشان هنوز به آن رشد عقلی کامل نرسیده‌اند و متوجه نیستند که دروغگویی آنها علاوه بر اینکه باعث رنجش دیگران می‌شود می‌تواند در اجتماع مشکلات بزرگ‌‌تر و مخاطراتی را به همراه آورد. در عین حال باید یادآور شد که در اجتماع کنونی، عوامل و مسائل تحریک‌کننده زیادی وجود دارند که بچه‌ها را به طرف خود کشانده و تحت‌تأثیر قرار می‌دهند درحالی‌که در این روند پدرها و مادر‌ها نقشی ندارند.

در واقع نمی‌توان گفت که «بچه‌های با ادب و خوب» تحریک‌پذیر نیستند و از کلک‌ها و پنهان‌کاری بدشان می‌آید و بچه‌های «بی‌ادب و بد» از مسائل تحریک‌کننده لذت می‌برند. همچنین نمی‌توان گفت که بچه‌های باادب هرگز دروغ نمی‌گویند ولی بچه‌های بد دروغگوهای قهاری هستند. واقعیت این است که همه بچه‌ها چه بد و چه خوب، به طرف مسائل تحریک‌کننده، کشش و گرایش دارند. همه آنها استعداد این را دارند که واقعیت را برعکس جلوه داده و دروغ بگویند؛ چرا که هنوز یک کودک هستند.

سوم اینکه، در مقابل دروغگو، رفتاری را نشان دهیم که پلیس در مقابل یک راننده با سرعت بالا عمل می‌کند. اگر شخصی با سرعت بالا رانندگی بکند، پلیس جلویش را گرفته و یک برگه جریمه در دستانش می‌گذارد. به هیچ وجه توضیحات و عذرخواهی او در مأمور پلیس اثری نمی‌گذارد و پلیس بی‌توجه به حرف‌های راننده جریمه را می‌نویسد و برگه جریمه را به‌عنوان نتیجه اعمال راننده به او می‌دهد؛ خب همین روش را می‌توانیم برای فرزندان به کار ببندیم. اگر فرزندتان به شما حقیقتی را نگفته است و یا واقعیتی را کاملا برگردانده، یا اینکه از حرف‌های شما سرپیچی کرده است، در این صورت، خیلی راحت باید نتیجه کار و عملش را ببیند؛ مثلا اگر نخستین بار است که به شما دروغ می‌گوید، نتیجه کار زشتش این است که یک ساعت زودتر از معمول باید به رختخواب برود و بخوابد. در مرتبه دوم،پول توجیبی‌اش را ندهید، اگر ادامه پیدا کرد، 2روز دیگر ادامه بدهید. علاوه برآن، حق نگاه کردن به تلویزیون و استفاده از کامپیوتر را هم از او سلب کنید. او باید متوجه باشد که اگر بار دیگر به شما دروغ بگوید و واقعیت را پنهان کند، گرفتار چنین شرایطی می‌شود و کنار آمدن و اغماضی در کار نخواهد بود. شما در واقع با این نوع از اقدامات می‌خواهید به او بفهمانید که نتایج دورغگویی، فاجعه‌انگیز‌تر از خود دروغ خواهد بود. نتیجه تنبیه باید رابطه مستقیم با خود دروغ داشته باشد؛ بنابراین، فرزندتان باید نتیجه کارش را فوری و بسیار تأثیرگذار ببیند تا راه را بر ادامه پنهان‌کاری ببندد.

چهارم اینکه نباید یک رفتار و نتیجه آن را به دیگر اعمال گسترش دهیم و مشکل را بیش از آنکه هست بزرگ و پر‌پیچ‌وخم نشان دهیم. کلاس درس اخلاق هم نباید تشکیل داد و سخن از ادب و بی‌ادبی گفت «که صد گفته چو نیم کردار نیست»؛ در همان مثال پلیس، پلیس در برابر تخلف رانندگی به شما فقط برگ جریمه همان تخلف را می‌دهد. شما را تا در خانه تعقیب نمی‌کند، نمی‌گوید حالا به کجا می‌خواهی بروی و شروع به توضیح درباره یک رانندگی خوب نمی‌کند بلکه قبض جریمه را می‌دهد و حداکثر تذکر این است که در این‌باره مراقبت بیشتری باید داشته باشید. کافی است به او بگویید چه اندازه کارش اشتباه بوده است و نتیجه این عملش چه خواهد بود. البته یادتان باشد این تذکر دادن‌ها و تنبیه‌ها باید در شرایط آرام و به دور از جنجال و سر‌وصدا انجام بگیرد که در غیراین صورت معلوم نیست شما به نتیجه دلخواه می‌رسید یا نه.البته راه‌حل‌های تشویقی برای جایگزین ساختن رفتار و اعمال درست مانند راست گفتن و جایگزین ساختن تدریجی آن با رفتار‌های نادرست نظیر دروغ گفتن نیز می‌تواند در دستور کار والدین قرار گیرد که نیازمند وقت و بحث دیگری است.


موضوع : آموزش و پرورش کودک
تاريخ : سه شنبه 20 / 12 / 1392 | نویسنده : مامانی
بازدید : 51 مرتبه
مجله سیب سبز: اگر یک خانواده 5 نفره یا حتی کمتر دارید، حتما با دنیای عجیب فرزندان‌تان آشنا هستید، او می‌خواهد جهان را با استدلال خودش پیش ببرد. پسر خوشحال 2 ساله‌تان را به خاطر بیاورید که در جشن تولدش می‌خواست سوار بادبادکش شود و پرواز کند. اما اگر با دنیای کودک آشنا نباشید این خطاهای شناختی می‌تواند بسیار گیج‌کننده باشد زیرا کودک شما در حال پیشرفت و کسب مهارت‌های زندگی و زبانی است. کودکان، تقلیدکاران حرفه‌ای هستند و گاهی اوقات عبارات پیچیده را پیش از آنکه درست درک کنند، به کار مي‌گیرند،‌ چون شما آنها را استفاده می‌کنید، در حالی که مغز آنها از بدو تولد تا 6سالگی به تدریج در حال پیشرفت است و به طور کلی نمی‌تواند انبوه اطلاعاتی که به او می‌رسد، سازمان‌دهی کند و همین می‌تواند برخی از دمدمی‌مزاج بودن‌های او را توجیه کند. با هم برخی از مواردی که در دنیای آنها می‌گذرد را مرور می‌کنیم.

قدرتمند نیستند

قانون دنیای کودک: مامان می‌تواند هر کاری را انجام دهد.

قانون دنیای واقعی: انجام بعضی کارها امکان‌پذیر نیست.

تلاش می‌کنید که نی آبمیوه را از پلاستیک دربیاورید و به کودک‌تان که در حالی بازی است بدهید و نمی‌دانید که او می‌خواهد این کار را خودش انجام دهد. حالا او شروع به داد و بیداد می‌کند؛ «بذارش سرجاش! بذارش سرجاش!» آیا او فکر می‌کند شما توانایی این را دارید که دوباره نی را در پلاستیک جای دهید؟ بله، دقیقا همین فکر را می‌کند.

چه در سرش می‌گذرد؟ بچه‌ها فکر می‌کنند بزرگ‌ترها بسیار قدرتمندند.  آنها شک ندارند که کافی است شما بخواهید تا چیزی را تغییر دهید. از دید فرزندتان شما مشکل را جدی نمی‌گیرید و بدتر از آن اینکه تصمیم گرفته‌اید، کمک نکنید.

چطور با آن رو‌به‌رو شوید: او از شما می‌خواهد که میزان ناراحتی‌اش را درک کنید، بنابراین از زبانی استفاده کنید که او این موضوع را بفهمد. او پایش را به زمین می‌کوبد و می‌گوید: «مامان نی رو درآورد و منو ناراحت کرد، خیلی ناراحت.» به او اطمینان دهید که دیگر این کار را انجام نخواهید داد. می‌توانید به او نشان دهید که با چسباندن نی به جعبه آن اتفاقی که او می‌خواهد، نخواهد افتاد و این قابل برگشت نیست.


دیروز برای کودکان یعنی ...


قانون دنیای کودک: هر چیزی در گذشته اتفاق افتاد «دیروز» بوده.

قانون دنیای واقعی: بین گذشته نزدیک و دور تفاوت وجود دارد.

کودک 3 ساله شما دوست دارد درباره خاطرات مورد علاقه‌اش صحبت کند. توانایی او در بازیابی جزئیات مانند این‌که چطور وقتی پسرعمویش او را دید مچش را پیچاند تاکید بر قدرت ذهن او دارد. او زمانی که درباره خیال‌پردازی‌هایش صحبت می‌کند همه را این‌طور شروع می‌کند؛ «یادته دیروز وقتی...»

 چه در سرش می‌گذرد؟ کودک پیش‌دبستانی شما به سرعت مفهوم اولیه توالی «قبل، حالا و بعد» را می‌فهمد هرچند ذهن او هنوز نمی‌تواند بین دیروز و ماه گذشته طبقه‌بندی درستی انجام دهد (اول وسایل را برای سفر جمع می‌کنیم، بعد به ساحل می‌رویم و حالا خانه هستیم). کودک فکر می‌کند گذشته واقعا همان دیروز است.

 چطور با آن رو‌به‌رو شوید؟ باید برای این‌ کار خیلی صبور باشید. آهنگ روزهای هفته را وقتی صبح لباس می‌پوشید برایش بخوانید. یک بازی درباره کارهایی که از اول هفته تا آخر هفته انجام می‌شود ترتیب دهید. می‌توانید روی یخچال خانه جایی که در معرض دید کودک باشد یک تقویم ماهانه نصب کنید. یک ماژیک کنار آن قرار دهید و به او بگویید هر روزی که تمام می‌شود با ماژیک مشخص کند. وقتی به اتفاق هم کتاب می‌خوانید درباره زمان از او سؤال کنید؛ «جغد مامان خیلی وقته که رفته یا تازه رفته؟»

یک کلام هستند

قانون دنیای کودک:
همه چیز اونجور که من میگم باید باشه.

قانون دنیای واقعی: همیشه چیزهایی را که می‌خواهی به دست نمی‌آوری.

با کودک 4 ساله‌تان بحث می‌کنید که این سرگرم کننده نیست که با یک بازنده بازی کنید. شما به او اجازه می‌دهید که برنده شود تا مشخص کنید که چطور با شکست کنار بیاید اما او هنوز وقتی او را در بازی مار و پله گیر می‌اندازید، تلاش می‌کند شما را بازنده نشان دهد.

چه در سرش می‌گذرد؟ بچه‌های پیش‌دبستانی با بازی‌های گوناگونی مواجه می‌شوند تا بدانند نمی‌توانند همیشه اول باشند اما این واقعیت آنها را ناراحت می‌کند. آنها از بازی با بچه‌های بزرگ‌تر هیجان‌‌زده می‌شوند اما این تجربه را ندارند که به عنوان یک کودک ناامیدی و سرخوردگی‌شان را کنترل کنند.

چطور با آن رو‌به‌رو ‌شوید؟ سعی کنید ذهن او را با بازی‌های دیگر مشغول کنید؛ بازی‌هایی که راه‌حل سریع دارد و کودک نوپا را زود به نتیجه می‌رساند. می‌توانید او را از نق زدن جدا کنید و با درگیر کردنش در حل مسئله قدرتش را به او نشان دهید. مثلا بگویید «خب این بار برنده نشدی. بذار ببینم چطور می‌تونی حس بهتری داشته باشی. دلت می‌خواد با لگوهایی که داری یک ماشین درست کنی؟» بعدا که احساسش بهتر شد یک مشکل را مطرح کنید و از او بخواهید برای پیدا کردن راه‌حل به شما کمک کند. استراتژی‌ها را مشخص کنید. شاید باید قوانینی را مشخص کنید که مثلا هر کس باخت، رقیبش را قلقلک بدهد، این‌طوری همه از بازی لذت می‌برند.

من باید به کلاس کاراته بروم

قانون دنیای کودک: اگر پسرم پس نباید کارهای دخترانه انجام دهم.

قانون دنیای واقعی: دخترها و پسرها می‌توانند علائق مشترک داشته باشند.

کودک 5 ساله‌تان از کلاس ژیمناستیکش لذت می‌برد اما ناگهان دیگر دلش نمی‌خواهد به کلاس برود. او می‌گوید ژیمناستیک برای دخترهاست و باید به کلاس کاراته برود که تا پیش از این حتی امتحانش هم نکرده است.

چه در سرش می‌گذرد؟ او دنیا را به دو قسمت کاملا واضح دخترانه و پسرانه تقسیم می‌کند. این تمایز در این سن زمانی که کودک درمعرض پیام‌هایی از همکلاسی‌ها، معلمان و والدین و رسانه‌ها قرار می‌گیرد، اتفاق می‌افتد و کودک این حس را با مشاهده اشیاي خارجی مانند اسبا‌ب‌بازی‌هایی که بازی می‌کند و رنگ لباس‌هایی که در مدرسه می‌پوشد، می‌بیند.

چطور با آن رو‌به‌رو شوید؟ بدانید که چه زمان باید مداخله کنید و چه زمان به او اجازه دهید علاقه‌اش را بروز دهد. یک قانون خوب این است که درباره کارهایی که دخترها و پسرها می‌توانند و البته نمی‌توانند انجام دهند با او صحبت کنید. بعد اگر پسر شما گفت: «فقط پسرها قوی هستند» شما می‌توانید بگویید «همه بچه‌ها ماهیچه‌های قوی دارند» یا اگر گفت «پسرها نمی‌توانند اینطور لباس بپوشند» بگویید همه بچه‌ها می‌توانند در جهان‌ خودشان بازی کنند. وقتی شما این قوانین را در ذهن او از بین می‌برید این موضوع را که او لازم نیست خود را در یک هویت و یک خط‌کشی سخت حبس کند، تقویت می‌کنید.

به دنیای بزرگ‌ترها خوش آمدید

کودک شما ممکن است دمدمی باشد اما آیا موجود فضایی است؟ تا 7-6 سالگی مغز کودک به اندازه‌ای رشد کرده که بتواند مسائل را شبیه بزرگسالان طبقه‌بندی کند. حدود کلاس اول و دوم کودک شما قادر خواهد بود:

درک پایدار داشته باشد: او به اندازه‌ای زندگی کرده که بداند وقتی اسباب‌بازی از بین می‌رود هیچ راهی برای عوض کردن وضعیت وجود ندارد. نکته مهم دیگر این است که کودک در این سن قادر به شناخت پدیده مرگ خواهد بود و اینکه پدربزرگ دیگر بازنخواهد گشت.

استاد زمان شود: شاید او روزهای هفته را برعکس می‌شمرد اما او حالا می‌تواند گذشت زمان را به شیوه‌ای مفید درک کند. یک کودک 7 ساله یک متفکر قابل انعطاف است که می‌تواند بین مسائل منطقی ارتباط ایجاد کند مانند این‌که «من پنجشنبه کلاس ورزش دارم و امروز سه‌شنبه است.»

به مسائل نگاهی فراتر از امور ظاهری داشته باشد: وقتی او پیش‌دبستانی است ممکن است اصرار داشته باشد که آبمیوه کمتری به او داده‌اید حالا او می‌داند لیوانش کوتاه‌تر اما پهن‌تر است و بنابراین همان‌قدر آبمیوه در آن جا می‌گیرد. او می‌داند که مردم و اشیا چیزی فراتر از آنچه در ظاهر به نظر می‌رسد، دارند. در حالی که کودک کم سن و سال می‌تواند بگوید که «دوستش تند می‌دود»، «او یک عالمه ماشین مسابقه دارد.» یک کودک 7 ساله درباره شخصیت دوستش حرف می‌زند و دوستش را باهوش یا بامزه خطاب می‌کند.


موضوع : روانشناسی کودک
تاريخ : سه شنبه 20 / 12 / 1392 | نویسنده : مامانی
بازدید : 58 مرتبه

برترین ها: فلج بل نوعی ضعف یا فلج یک طرف صورت است که تکان دادن دهان، بینی یا پلک را برای فرد دشوار می کند و باعث می شود که آن سمت از صورت آویزان شود یا سفت به نظر برسد. این فلج زمانی رخ می دهد که یکی از اعصاب صورت به درستی کار نکند و اغلب دلیل آن یک ویروس است.

دلیل ابتلا به فلج بل چیست؟

وقتی عصب صورت به درستی کار می کند، یک سری پیغام ها دریافت می کند که از مغز به صورت فرستاده می شود. این پیغام ها می توانند محتوایی همچون بستن پلک، لبخند زدن یا اخم کردن داشته باشند یا فرمان تف کردن به غدد بزاقی بدهند. ولی وقتی این عصب ملتهب می شود و تحت فشار قرار می گیرد، یعنی زمانی که فلج بل (Bell's palsy) رخ می دهد، این پیغام ها به درستی ارسال نمی شوند. در نتیجه ضعف یا فلج موقت عضلات یک طرف صورت رخ می دهد.

فلج بل اغلب به عفونت ویروسی مانند HSV-1 (ویروسی که موجب تبخال می شود)، ویروس Epstein-Barr (ویروسی که منجر به مونونوکلئوز عفونی می شود) یا انفلوانزا ربط دارد. همچنین به عفونت های گوش، سرماخوردگی، عامل عفونی بیماری لایم و ضربه به سر یا صورت نیز می تواند مربوط باشد.

در بعضی افراد، واکنش دستگاه ایمنی به عفونت ویروسی منجر به التهاب عصب صورت می شود. چون این عصب ملتهب می شود، هنگام عبور از حفره کوچکی در قاعده جمجمه، تحت فشار قرار می گیرد و نمی تواند پیغام های درست را از مغز به صورت بفرستد.


نشانه ها و علائم

اغلب ویروس یا عفونتی که باعث فلج بل می شود، آنقدر خفیف است که بعضی از کودکان اصلاً احساس ناراحتی یا بیماری نمی کنند. معمولاً ویروس یا عفونت قبل از آنکه فلج بل خودش را نشان بدهد، از بین می رود. فلج بل خیلی سریع رخ می دهد. بعضی از کودکان در پشت یا جلوی گوش هایشان به مدت چند ساعت یا حتی چند روز احساس درد می کنند.

از آنجائیکه فلج بل در هر بار فقط روی یک عصب صورت رخ می دهد، فقط یک طرف از صورت فلج می شود. بعضی از کودکان فقط ضعف خفیفی دارند، بعضی دیگر اصلاً نمی توانند یک طرف از صورتشان را حرکت دهند. این باعث می شود که به نظر برسد که یک طرف صورت آنها (به خصوص دهان) آویزان شده است.

نشانه های دیگر فلج بل عبارتند از:

•    احساسی که گویی یک طرف صورت رگ به رگ شده یا کشیده شده است

•    سردرد

•    مشکل در حس چشایی جلوی زبان

•    مشکل در تولید بزاق

•    صداها در یک گوش بلندتر از حد معمول شنیده می شوند

•    مشکل در کامل بستن یک چشم و در نتیجه آبریزش چشم

•    تیر کشیدن چشم

•    اذیت شدن و خشک شدن چشم

فلج بل فقط بر عضلات صورت اثر می گذارد، بنابراین اگر بقیه بخش های بدن سفت یا فلج شده اند، باید فوراً نزد پزشک بروید، زیرا ممکن است نشانه بیماری دیگری باشند.


تشخیص و درمان

هیچ تست خاصی برای فلج بل وجود ندارد، بنابراین باید دلایل دیگر را حذف کرد تا بتوان آن را تشخیص داد. پزشک بررسی می کند که چقدر طول کشیده تا نشانه ها ظاهر شوند و بخش ضعیف یا فلج کجاست.

افرادی که سکته می کنند معمولاً فقط بخش پائینی صورتشان ضعیف می شود و ممکن است این ضعف را در دست ها و پاها هم داشته باشند. مشکلات ناشی از تومورها معمولاً در مدت زمان طولانی تری خودشان را نشان می دهند (نشانه ها کندتر شروع می شوند و در مدت زمان طولانی تر شدیدتر و جدی تر می شوند).

پزشک از شما می پرسد که آیا فرزندتان در بخش های دیگر بدن نیز ضعف یا فلج دارد یا خیر و اینکه آیا مشکلات دیگری مانند دوبینی یا مشکل در بلع دارد یا خیر. همچنین می پرسد که آیا آسیبی به سر کودک وارد شده است یا خیر.

اگر فلج صورت بیش از چند ماه طول بکشد، پزشک آزمایش های دیگری همچون اشعه ایکس، سی تی اسکن و ام آر آی تجویز می کند تا از مشکلات دیگر نیز آگاه شود. همچنین ممکن است پزشک EMG (برق نگاری ماهیچه) تجویز کند و بررسی کند که عضلات چگونه به سیگنال های اعصاب واکنش می دهند.

معمولاً ویروس یا عفونتی که منجر به فلج بل می شود از بین می رود و هیچ درمانی برای این وضعیت وجود ندارد. وقتی التهاب عصب از بین رفت، این فلج نیز از بین می رود و عصب بهبود می یابد. عصب باید خود را بازسازی و ترمیم کند و این با گذشت زمان ممکن می شود.

در بعضی موارد، پزشکان داروهایی برای کاهش التهاب تجویز می کنند یا روی چشم پانسمان می گذارند یا برای چشم خشک کودک، قطره تجویز می کنند.

بیشتر افرادی که فلج بل می گیرند، ظرف یک تا سه ماه بهبود می یابند، بعضی افراد نیز پس از رفع بیماری، ضعفی دائمی در آن قسمت از صورت خواهند داشت. در ضمن بسیار غیرعادی است اگر یک فرد دوبار فلج بل بگیرد و این اتفاق نخواهد افتاد.

والدین باید سعی کنند که فرزندشان خوب غذا بخورد و خواب کافی داشته باشد تا زودتر درمان شود. نیازی به متوقف کردن فعالیت ها و ورزش ها نیست، زیرا در صورت نیاز کودک می تواند چشم خود را ببندد و از آن محافظت کند. اگر کودک نتوانست چشم خود را ببندد، باید با پزشک مشورت کنید و برای او عینک محافظتی بخرید یا پانسمان روی چشم او بگذارید تا آسیبی به آن چشم نرسد.

کمک به کودک برای گذراندن این وضعیت


فلج بل ممکن است برای کودکان وضعیت دشواری باشد، زیرا این فلج بر ظاهر کودک تأثیر زیادی دارد. باید سعی کنید کاری کنید که چهره کودک دوباره به وضعیت نرمال برگردانده شود. اگر حس می کنید که کودکتان را به خاطر ظاهرش اذیت می کنند، باید با معلم، مشاور مدرسه و مربیان او صحبت کنید و یا حتی با دانش آموزان کلاس صحبت کنید. همچنین اگر از کسی از کودکتان در مورد این وضعیت او سوال می کند، به او خیره می شوند یا چیزهای بدی به او می گویند، باید در مورد واکنش های او با او صحبت کنید و به او توضیح دهید که این یک وضعیت موقتی است و واگیردار نیست. با کمی صبر و حمایت و عشقی که نثار فرزندتان می کنید، او در مدت کوتاهی بهبود می یابد.



موضوع : بهداشت و سلامتی کودک
تاريخ : پنجشنبه 15 / 12 / 1392 | نویسنده : مامانی
بازدید : 344 مرتبه

 

مجله سیب سبز: تولد يك نوزاد در بدو تولد با سؤال‌هاي زيادي از سوی والدين و خانواده همراه است. يكي از سؤال‌ها اين است كه قد، وزن، اندازه دور سر نوزاد چقدر است. تازه وقتی این اطلاعات به دست می‌آید، تجزیه و تحلیل‌ها پیرامون اینکه آیا این قد و وزن طبیعی است یا نه شروع می‌شود. برای مادر تولد فرزندی با قد و وزن طبیعی به منزله به ثمر رسیدن 9 ماه تلاش است. این موضوع آنقدر مورد توجه قرار دارد كه معمولا در خاطر سپرده شده يا در آلبوم يا كتاب كودك به دقت ثبت مي‌شود و كمتر مادري وزن و قد نوزاد خود را فراموش مي‌كند. دکتر اکبر کوشانفر، متخصص کودکان و استاد دانشگاه شهید بهشتی درباره وزن و قد طبیعی نوزاد توضیح می‌دهد.

قد و وزن طبیعی چیست؟

در نوزاد طبيعي كه به حد نهایی رشد داخل رحمی  رسيده باشد وزن 200/3-3 كيلوگرم، قد 50سانتي‌متر و دور سر 35 سانتي‌متر در حد طبيعي است. البته وزن نوزاد دختر تقريبا 200گرم كمتر بيان شده است ولي گاهي وزن نوزاد بيشتر از حد طبيعي يا چنانچه زودتر ازموعد  طبیعی به دنيا بيايد ممكن است كمتر باشد. نوزاد با تغذيه از شير مادر در سال اول و سال‌هاي بعد تا 4 سالگي رشد سريع دارد كه با تغذيه او در ارتباط است . کودک  ماه‌هاي اول روزانه 30 گرم، وزن می گیرد،  در 5 ماهگي 6 كيلوگرم، در 8 ماهگي 8 كيلوگرم و يك‌سالگي سه‌برابر وزن تولد يعني تقريبا 10 كيلوگرم وزن دارد. قد نيز رشدي سريع دارد. در يك سالگي 25 سانتي‌متر افزايش معادل 75سانتي‌متر، 2 سالگي 85 سانتي‌متر، 3سالگي 95سانتي‌متر و 4 سالگي 100 سانتي‌متر قد دارد. دور سر نيز در 2سالگي 45 سانتي‌متر است. اين مقياس‌ها نسبي و ميزان رشد طبيعي شيرخوار را دقيقا نشان مي‌دهد.

 


چه زمان باید نگران شد؟

والدين اغلب به اينكه فرزندشان كجاي نمودار رشد قرار دارد، توجه مي‌كنند. اگر رشد كودك زير صدك 50 درصد باشد نگران مي‌شوند و تصور مي‌كنند فرزندشان كوتاه قد يا كم‌وزن خواهد شد در حالي كه اين‌طور نيست تا وقتي كه قد و وزن در محدوده طبيعي باشد و در همان مسير صدك رشد كند، مشكلي وجود ندارد. پزشكان وقتي نگران مي‌شوند كه كودك به طور مكرر به پايين‌تر از محدوده قد و وزن افت كند. براي مثال چنانچه كودكي در 6ماهگي در صدك 5/2، در 9 ماهگي 25درصد و در 16ماهگي كمتر باشد، پزشك را نگران مي‌كند يا اگر در اندازه‌گيري‌هاي مكرر خط رشد طبيعي كند داشته باشد پزشك نگران مي‌شود.

پایش رشد چیست؟

در دنيا در كشورهاي مختلف منحني پايش رشد با مختصر تغييراتي نشان داده مي‌شود. در ايران نيز در زايشگاه‌ها و در بدو تولد برای تمام نوزادان دختر و پسر جداگانه منحني پايش رشد وزن، قد و دورسر و برنامه واكسيناسيون ثبت شده و در اختيار والدين گذاشته مي‌شود. وزن و قد به ويژه تا 3 سالگي نشانگر و شاخص خوبي براي ارزيابي وضعيت سلامت عمومي و رشد كودك است. كودكاني كه علاوه بر شير مادر از 6 ماهگي به بعد تغذيه خوبي دارند از مهر و محبت و حمايت عاطفي والدين بهره مي‌برند و بيماري يا مشكل پزشكي خاصي ندارند، الگوي رشد مشابهي دارند. مربيان بهداشت و پزشكان كودك براي بررسي رشد و سلامت كودك از منحني پايش رشد استفاده مي‌كنند كه محدوده طبيعي قد و وزن و رشد كودك را نشان مي‌دهد كه از ميانگين قد و وزن هزاران كودك سالم و طبيعي به دست آمده است.

 نمودارها چه می‌گویند؟

منحنی رشد برای پیگیری وضعیت رشد کودکان در طول زمان طراحی شده است به نوعی که تغییرات وزن در زمان‌های مختلف قابل تفسیر باشد. این منحنی با استفاده از وزن کردن گروهی از کودکان سالم (سنین مثلا 6-0 سال) تهیه شده و دارای 2 حد بالا و پایین است که برای دختران و پسران حد بالا و پایین آن کمی متفاوت است. منحني خطي صدك 50 درصد كه پررنگ‌تر مشخص مي‌شود و به تفكيك سن از تولد تا 36ماهگي جنس دختر و پسر بر اثر آمار ترسيم شده است. منحني خطي صدك به اين معني است كه از هر 1000 كودك دختر و پسر 500 نفر بالاي منحني و 500 نفر پايين منحني هستند و رشد مناسب و خوب روي منحني خطي 50درصد قرار مي‌گيرد. در دوران رشد طبيعي چنانچه كودكي بيماري، سرماخوردگي يا اسهال و استفراغ بعد از 6 ماهگي و تغذيه خوب نداشته باشد، رشد منحني خطي پايين‌تر نشان داده مي‌شود. اين نمودارها براي نوزاداني كه زودتر از موعد به دنيا آمده‌اند يا وزن‌شان كمتر از سن تولدشان است نيز مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

رشد حرکتی هم مهم است

كودكان علاوه بر رشد جسمي بايد از نظر رشد روحی و حركتي نيز مورد توجه قرار گيرند و سلامت روحي و حركتي آنها نيز پيگيري شود. شيرخواران در 3-2 ماهگي گردن مي‌گيرند، در 6 ماهگي مي‌نشينند و از يك سالگي مي‌ايستند و به تدريج راه می‌روند. از ابتداي 2 سالگي تكلم را شروع كرده و چند كلمه بيان مي‌كنند و در آخر 2 سالگي كلمات و جملات را به طور كامل بيان مي‌كنند. اين رشد روحي- حركتي بايد توام با روابط عاطفي والدين و آموزش حركتي كودكان باشد. رويش دندان‌هاي شيري كودك از 6 ماهگي شروع شده و تعداد آنها 20 عدد است كه تا آخر 2سالگي به تدريج رويش دارد. تاخير در رويش دندان‌ها تا يك‌سالگي از اهميت رشد برخوردار نبوده و تغذيه خوب باعث رشد خوب دندان‌هاست.

این کارت چطور پرمی‌شود؟

بسیاری از مادرانی که به این کارت  منحنی رشدتوجه دارند می‌دانند خطوط روی کارت چگونه رسم می‌شود. رسم این خطوط بسیار ساده است. باید اولین ماه تولد نوزاد را در خانه شماره یک سال اول زندگی بنویسید و ماه‌های بعد را در ادامه آن قرار دهید.

وزن کودک در اولین روز تولد را در خانه اول (جلوی مقدار وزنی که داشته) علامت بزنید. برای ماه بعد، یک خط را از 2 ماهگی به طرف بالا رسم کنید. سپس وزن کودک را اندازه گرفته و از روی عدد وزن هم یک خط به طرف داخل بکشید. محل برخورد این خط، نقطه مورد نظر است. به همین ترتیب، هر ماه کودک را وزن کرده و این نقطه را پیدا کنید اما برای رسم نمودار باید نقطه هر ماه را به ماه بعد، با یک خط وصل کنید.

 این خط در واقع رشد بچه را نشان می‌دهد و منحنی رشد به دست می‌آید. بهتر است برای هر کودک، عمل وزن کردن را در روز تولدش انجام دهید. برای مثال، اگر کودک در ۱۷ تیر به دنیا آمده، وزن کردن ماه بعد او ۱۷ مرداد و به ترتیب ۱۷شهریور، ۱۷ مهر و... است.



موضوع : بهداشت و سلامتی کودک
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 128 صفحه بعد
درباره وبلاگ

می نویسم به سلامتی مادرانی که عمرشان را وقف فرزندان دلبندشان نمودند، مادرانی که همیشه نگران آینده فرزندانشان هستند و برای آنها کم نمی گذارند.

موضوعات
آخرین مطالب
لینک دوستان
آرشیو مطالب
پيوند هاي روزانه
آمار سايت
افراد آنلاین : 7 نفر
بازديدهاي امروز : 52 نفر
بازديدهاي ديروز : 2264 نفر
بازدید هفته قبل : 9658 نفر
كل بازديدها : 1054240 نفر
امکانات جانبی
آمار سايت مامان جون
دوستان حاضر : <-Online-> عزیز
بازديدهاي امروز : <-Today-> نفر
بازديدهاي ديروز : <-Yesterday-> نفر
بازدید هفته قبل : <-Week-> نفر
كل بازديدها : <-All-> نفر